باز زندگي

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.

باور زندگي

زنـدگـی مـا

بـازتـاب بـاورمـان اسـت

هـنـگـامـی کـه عـمـیـق تـریـن بـاورهـای خـود را

دربـاره زنـدگـی تـغـیـیـر مـی دهـیـد . . .

زنـدگـی هـم بـه هـمـان انـدازه

تـغـیـیـر مـی کـنـد ! . . .

يه جايي

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

اگر

اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛

آن وقت صدایش کن؛

به نام صدایش کن؛

او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!

تو صریح و ساده و رک بگو.  

هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.

شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.

از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و ...عشق... بدهد. 

آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!  

دیگران را فراموش نکن

عذرخواهي


معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است.
معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره.

از كتاب: «تائو ت ِ چنگ»

نوشته: لائوتسه

 

هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.

با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.

نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.

همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.

انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.

گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند

و به هنگام مرگ خشك و شكننده.

پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده

و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.

آرام زندگي كن!

(هرگز با طبيعت‌ يا همجنسان خود ستيزه مكن و گزند را با مهرباني تلافي کن)

                                                                                                                     

خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است. 
خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.
خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.
خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید .
خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.
خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.
خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.
خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.
خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.
خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.
خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.
خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.
خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.
خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.
خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.
خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.
خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.
خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیل کرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.
خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است .
خنده و شاد بودن تنها انتقامی هستند که می توان از دنیا گرفت،پس همیشه شاد باشید و بخندی

مرگ برگ ها

در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی است مرگ برگ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگرسو، خوش ترین مرگ جهان

- زانچه بینی آشکارا و نهان-

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست مرگ شعله ها

محمدرضا شفیعی کدکنی

شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب

من بودم و جویبار و بیداری آب

وین جمله مرا به خامشی می گفتند

کاین لحظه ی ناب زندگی را دریاب                                           

محمدرضا شفیعی کدکنی

الهي

 

روزى كه زير خاك تن ما نهان شود           و آنها كه كرده ايم يكايك عيان شود    يارب به فضل خويش ببخشاى بنده را       آندم كه عازم سفر آن جهان شود 

 بيچاره آدمى كه اگر خود هزار سال          مهلت بيابد از اجل و كامران شود

 هم عاقبت چه نوبت رفتن بدو رسد        باصد هزارحسرت ازاينجا روان شود 

 يارب مددببخش كه مارادرآن زمان          قول وزبان موافق صدق جنان شود 

 ايمان ما ز غارت شيطان نگاهدار           تاازعذاب خشم تو جان درامان شود

عقل وعشق

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو ؛ و این هر دو ، عقل و عشق را ، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد ، عشق را در راهی که می رود ، تصدیق خواهد کرد ؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست...   دكترعلي شريعتي

حقيقت

حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار ان عاجز است، بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن..!!

 زیگموند فروید

هدف

یک جمله فوق العاده ، که در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است

اتوبوس متوقف خواهد شد ، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . .

هيچ ميداني؟

هیچ می دانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟!

زآن که براین پرده تاریک

این تاریکی نزدیک

آن چه می خواهم نمی بینم

و آن چه می بینم نمی خواهم

دکتر شفیعی کدکنی

هدف

در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند

چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی

پس

 ” هدف مهم تر از نیاز است “

 

شاید یادمان بماند


بیشتر آرام و بی صدا باشید

رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند

درختان میوه خود را نمی خورند

خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند

گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد

نتیجه :

زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .

 

 

از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید

آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان میکنند !

 (شکسپیر)

به كساني.....

 

به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید !

زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید.

زنده بمون!  

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..

نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.

زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.

در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن. 

سفید بپوش. 

آب نبات چوبی لیس بزن.

بستنی قیفی بخور.

به کوچکتر ها سلام کن.

شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.

زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.

به دوست های قدیمیت تلفن بزن.

شنا کن.

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.

خواب ببین.

چای بخور و برای دیگران چای دم کن.

جوراب های رنگی بپوش.

 

مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.

به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن. 

دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.

به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.

قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.

از خواب های بد بپر و آب بخور. 

به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.

کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.

خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس

بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.

شیرینی بخر.

با بچه ها توپ بازی کن.

برای خودت برنامه بریز.

قبل از خواب موهات رو شانه کن.

به سر خودت دستی بکش. 

خودت رو دوست داشته باش.

املا

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم

واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط

واسه این ۲ تا: هـ، ح

واسه این ۲ تا: ق، غ

واسه این ۲ تا: ء، ع

واسه این ۳ تا: ث، س، ص

و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ

این یعنی:

«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت

«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت

«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت

«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت

«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت

«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت

«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت

«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت

«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت

«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت

و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

 

واغئن چتوری شد که ماحا  طونصطیم  دیکطه  یاد  بگیریم!؟

 

مانندپرنده ای باش که برشاخه ای نازک آویزان مینشیند

لرزش شاخه راحس میکندامابه آوازخودادامه میدهد

زیرابه بال وپرخویش اطمینان دارد.

هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است...

شکرگزار باش؛

شاید بدترین شرایط زندگی تو برای دیگران آرزو باشد...

شعري از فريدون مشيري

 

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست!

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمری ست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین ـ که هیچ وفا نیست با منت ـ

تو آسمان آبی آرام و روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های تو ام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب

يك جمله ی حسابی ازدكتر حسابي

حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است ،

هرچه "توان" انسان کمتر باشد "ادعا"ی او بیشتر است

و هرچه "توان" انسان بیشتر شود " ادعا"یش کمتر میگردد

* *

بسیار وقت‌ها

با یكدیگر از غم و شادی خویش سخن ساز می‌كنیم.اما در همه چیزی رازی نیست.گاه به سخن گفتن از زخم‌ها نیازی نیست.سكوتِ ملال‌هااز راز ماسخن تواند گفت.

زندگي يعني چه؟

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم:

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ!

زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

 

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.

خدا

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها !

مهربان، خوب و قشنگ ...

چهره اش نورانیست .

گاه گاهی سخنی می گوید،

با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده من.

او مرا می فهمد !

او مرا می خواند،

او مرا می خواهد،

او همه درد مرا می داند ...

یاد او ذ کر من است، در غم و در شادی.

چون به غم می نگرم،

آن زمان رقص کنان می خندم ...

که خدا یار من است،

که خدا در همه جا یاد من است.

او خدایست که همواره مرا می خواهد

او مرا می خواند،

او همه درد مرا می داند ...

پرنده

مانندپرنده ای باش که برشاخه ای نازک آویزان مینشیند

لرزش شاخه راحس میکندامابه آوازخودادامه میدهد

زیرابه بال وپرخویش اطمینان دارد.